تبليغاتX
ساحل افتاده
ساحل افتاده

 

بالاخره طلسم تنبلی و رخوتم شکسته شد و مثل بچه آدم برگشتم سر خانه ی اولم. یعنی فیلم دیدن، کتاب خواندن ، کار کردن، پارک رفتن و کمی ورزش و خلاصه در یک کلام بازگشتم را به زندگی دوباره باید جشن بگیرم. این اخلاق من است . متاسفانه من به شدت مودی هستم و این اتفاق هر چند ماه یکبار برایم می افتد.البته  باید اعتراف کنم که هردو مودم را به یک اندازه دوست دارم. وقتی از کار خستم و ذهنم از فیلم و کتاب و رفت و آمد و دوستان و زندگی لبریز می شود احساس می کنم صدها سوزن از گیجگاهم توی مغزم فرو می کنند و نیاز به سکون و آرامش دارم که تنها با دراز کشیدن روی کاناپه و جدول حل کردن و موزیک ملایم گوش دادن و بازی می گذرد. موقعی که سوزن ها از مغزم بیرون می آیند برمی گردم به زندگی پرهیاهوی خودم.در هر دوی این حالات اتفاقات خوبی درمن می افتد. در حالت اول که رخوت است انر ژی ام ذخیره می شود برای رسیدن به حالت دوم و در حالت دوم همه ی توانم را به کار می گیرم تا بعد از پنچری به کاناپه ی امن ومحبوبم پناه ببرم و من هردو حالت را به یک اندازه دوست دارم.

این بازگشت به دوران فعال زندگی با دیدن کنسرت مادونا در لندن مصادف شد. نه اینکه من دراین کنسرت لندن بوده باشم. دیدنش هم به اندازه ی بودن درآنجا لذت بخش و انرژی زاست. دیدن این همه هیجان و سلامتی و علی ورجگی در یک زن چهل و پنج شش ساله اولین تیکی بود که به من زده شد که ای بابا خودتو انداختی .پاشو ... پاشو برو پارک یک کم بدو... پاشو سی دی ورزشت را بذار یک کم ورزش کن که روز به روزداری چاق تر می شی و بلند شدن همان و شروع مجدد حالت دوم زندگی نیز همان.  و اشتیاق فیلم دیدنم با فیلم GLOOMY SUNDAY یا همان یکشنبه غم انگیز به اوج خودش رسید. یک فیلم آلمانی بی نظیر. فیلم های سرپیکو ساخته ی سیدنی لومت و کلاه اثر ژان پیر ملویل را هم دیدم که باز رفتم به حال و هوای گذشته.فیلم فوقالعاده ی همه چیزدرباره ی ایو با بازی بت دیویس را هم دوباره دیدم و ازباراولی که دیده بودمش هم بیشتر خوشم آمد.کتاب ماجرای عجیب سگی در شب نوشته مارک هادون و مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل را هم خواندم. هردو کتاب را دوست داشتم و حالا ماندم حیران که چه کتابی بخوانم.کلی کتاب نخوانده دارم اما دلم می خواهد بروم و کتاب جدید بخرم. این کرم کتاب خریدن اگر از سرم می افتاد خیلی خوب بود. یکی نیست به من بگوید خب همین هایی را که داری فعلا بخوان دیگه دختر ...

و در آخراین که پرسپولیس سروره و دو جمله هم از مادونا از آلبوم آخرش...

 

Do you believe we can change the future?

Do you believe I can make you feel better?

 

2  شنبه 1386/06/03ساعت 10:25   ليلا صبور  |